این قافله عمر عجب میگذرد ....
این قافله عمر عجب میگذرد / دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری / پیش آر پیاله را که شب میگذرد
(خیام)
+ نوشته شده در دوازدهم اسفند ۱۳۹۲ ساعت توسط محمد مهدی عظیمی قادیکلایی
|
این قافله عمر عجب میگذرد / دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری / پیش آر پیاله را که شب میگذرد
(خیام)
هر ذره که در خاک زمینی بوده است / پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان / کانهم رخ خوب نازنینی بوده است
(خیام)
گر می نخوری طعنه مزن مستان را / بنیان مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می می نخوری / صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
(خیام)
ایدوست بیا تا غم فردانخوریم / وین یکدم عمر را غنیمت شمریم
فردا که از این دیر فنا در گذریم / با هفت هزار سالکان سر بسریم
(خیام)